سيد علي اكبر قرشي
111
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
معدن الايمان و بحبوحته و ينابيع العلم و بحوره و رياض العدل و غدرانه » خ 198 ، 315 يعنى : قرآن معدن ايمان و مركز آن و چشمههاى علم و درياهاى آنست ، و باغستانهاى عدالت و درياچههاى آن مى باشد . بحث : كاويدن « بحث فى التراب : حفرها » در مجمع البيان فرموده : اصل بحث جستجو كردن چيزى است در خاك . مثل : ( فَبَعَثَ اللّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ ) مائده : 31 : اين كلمه فقط دوبار در « نهج » آمده است ، يكى آنجا كه مردى به امام عليه السلام گفت : خدا را طورى توصيف كن گويا با چشم خود مى بينم ، امام كه از اين سئوال ناراحت شده بود به منبر رفته و خطبهء « اشباح » را خواندند تا فرمودند : و سمىّ تركهم التعمّق فيما لم يكلّفهم البحث عن كهنه رسوخا فاقتصر على ذلك » خ 91 ، 125 ، خداوند راسخ در علم ناميد كسانى را كه در خدا بحث و كاوش نمى كنند ، زيرا آنها را به اين كار ( غير ممكن ) تكليف نكرده است . ديگر آنجا كه پس از ضربت خوردن در وصيت خود فرمود : « كم اطّردت الايّام ابحثها عن مكنون هذا الامر فابى الله الّا اخفائه هيهات علم مخزون » ح 149 ، 207 ، اطراد ايّام طرد و دور كردن آنهاست يعنى : مرتّب ايّام را پشت سر گذاشته و از وقت وقوع مرگم جستجو مى كردم ولى خدا خواست كه مخفى بماند زيرا كه آن از علم مكنون خداوند است . ابن ميثم و ابن ابى الحديد هر دو « هذا الامر » را اشاره به وقوع شهادت آنحضرت گرفتهاند ، على هذا آنحضرت پيوسته در اين فكر بوده كه وقت وقوع و كيفيّت قتل خويش را بداند ، ابن ميثم فرمايد : چون خدا فرموده : ( إِنَّ اللّهَ عنِدْهَُ عِلْمُ السّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ ) هر چند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از كيفيّت شهادتش مجملا خبر داده بود چنان كه روايت شده آنحضرت فرمود بر اين سرم ضربت زده مىشود و اين محاسنم به خونم خضاب مى گردد . نگارنده گويد : به نظرم اين سخن بعيد مى آيد زيرا امام عليه السلام بعد از دانستن اينكه ( إِنَّ اللّهَ عنِدْهَُ عِلْمُ السّاعَةِ وَ ) چرا از وقت شهادت خويش جستجو مى كرد ممكن است منظور خود مرگ و علّت تقدير آن بر كلّ انسانها باشد ولى قول